العلامة المجلسي

615

حياة القلوب ( فارسي )

كند ، چنانچه در حرم ودر روضات مقدّسات مستحب است كه پا را برهنه كنند . چهارم آنكه : چون موسى عليه السّلام نعلين را براي احتراز از نجاسات ودفع موذيات وحشرات پوشيده بود ، خدا أو را أيمن گردانيد از آنها وخبر داد أو را به طهارت آن وادى ، وبه آنكه در اين وادى مطهر احتياج نيست به پوشيدن كفش ونعلين . پنجم آنكه : نعلين كناية از دنيا وآخرت است ، يعنى : چون به وادى قرب ما رسيده‌اى دل را از محبت دنيا وعقبى بپرداز ومخصوص محبت ما گردان . ششم آنكه : نعلين كناية از محبت أهل ومال است يا محبت أهل وفرزند ، چون موسى آمده بود كه آتش براي أهل خود ببرد ودلش مشغول خيال آنها بود وحى رسيد به أو كه : خيال آنها را از دل بدر كن ، وبغير از ياد ما در خانهء دل كه حرم‌سراى محبت ماست وخلوتخانهء ذكر ماست ياد ديگرى را راه مده ، ومؤيد اين است آنكه اگر كسى خواب ببيند كه كفش أو گم شده به حسب تعبير دلالت مىكند بر مردن زنش « 1 » . چنانچه در حديث معتبر منقول است كه : سعد بن عبد اللّه از حضرت صاحب الامر عليه السّلام پرسيد از تفسير اين آية در وقتي كه آن حضرت طفل بود ودر دامن حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام نشسته بود وعرض كرد : فقهاى سنّى وشيعه مىگويند از براي اين خدا فرمود نعلين را بكند كه از پوست ميته بود . آن حضرت در جواب فرمود : هر كه اين را گفت افترا بر موسى بسته است وآن حضرت را با مرتبهء پيغمبرى نسبت به جهالت داده است ، زيرا كه خالى از دو صورت نيست كه يا نماز موسى در آن نعلين جائز بود يا جائز نبود ، اگر جائز بود نماز أو در آن نعلين پس پوشيدن در آن بقعه هم جائز بود هر چند آن بقعه مقدس ومطهر باشد ، واگر نماز در آن نعلين جائز نبود پس قائل مىشود گويندهء اين سخن كه موسى حلال وحرام را ندانسته است ونمىدانسته است كه در چه چيز نماز جائز است ودر چه چيز جائز نيست ، واين

--> ( 1 ) . براي اطلاع از علت امر فرمودن خداى عزّ وجل حضرت موسى را به كندن نعلين خود رجوع شود به مجمع البيان 4 / 5 ؛ نهايهء ابن أثير 2 / 330 ؛ تفسير فخر رازي 22 / 17 .